Category: زنان ایثارگر

مادرانی که به فرزندان شهیدشان پیوستند

مادرانی که به فرزندان شهیدشان پیوستند

مادرانی که به فرزندان شهیدشان پیوستند

«صدیقه فیضی» مادر شهیدان «علی و محمد نظامی ایل» و «فاطمه پورنجار» مادر شهیدان «مصطفی و مرتضی حسین‌زاده ‌سرحوزکی» به فرزندان شهید خود پیوستند.

حاجیه خانم «صدیقه فیضی» مادر شهیدان «علی و محمد نظامی ایل» به علت بیماری دیابت و سکته در سن ۶۷ سالگی در بیمارستان شهید کامیاب مشهد درگذشت. مراسم تشییع پیکر این مادر  با حضور مردم و مسئولان در صحن آزادی حرم مطهر رضوی برگزار و در قطعه صالحین بهشت رضا به خاک سپرده شد.

محمد نظامی‌ایل در ۱۰ شهریور ۱۳۴۶ و برادرش علی نظامی‌ایل در ۳۰ شهریور ۱۳۴۸ در شهرستان فریمان متولد شدند و در ۲۱ بهمن ۱۳۶۴ و ۳۱ فروردین ۱۳۶۶ به شهادت رسیدند.

همچنین «فاطمه پورنجار» مادر شهیدان «مصطفی و مرتضی حسین‌زاده ‌سرحوزکی» پس از سال‌ها تحمل دوری از فرزندان شهیدش بر اثر کهولت سن در ۹۰ سالگی  به فرزندان شهید خود پیوست. مراسم تشییع و تدفین  این مادر در گلزار شهدای آیت‌الله شهید مدرس(ره) برگزار و پیکر این مادر فداکار در قطعه صالحین بخاک سپرده شد.

 مصطفی و مرتضی حسین‌زاده ‌سرحوزکی در هفتم آبان ۱۳۴۴ و ۲۰ مهر ۱۳۴۷ در کاشمر متولد و در ۲۸ بهمن ۱۳۶۴ و ۳۰ آبان ۱۳۶۶ به مقام رفیع شهادت نائل آمدند.

خاطرات یک بانوی امدادگر از آزادسازی خرمشهر

خاطرات یک بانوی امدادگر از آزادسازی خرمشهر

خاطرات یک بانوی امدادگر از آزادسازی خرمشهر

بعد از چند هفته تلاش و فشار کاری حالم بد شد، همسرم مرا به تهران آورد تا پیش خانواده‌ام استراحت کنم؛ دکتر با دیدن وضع جسمی‌ام دستور استراحت مطلق داد. همسرم به آبادان برگشت و من روزها و شب‌ها از دوری او فقط گریه می‌کردم، روحیه‌ام حسابی خراب شده بود، تا اینکه در روز سوم خرداد که رادیو خبر آزادسازی خرمشهر را اعلام کرد.

افسانه قاضی‌زاده، از امدادگران دوران هشت سال دفاع مقدس، درباره خرمشهر روایت می‌کند: سال ۶۰ ازدواج کردم، من و همسرم هر دو در سپاه آبادان بودیم، روستای محروم شادگان در حوالی آبادان قرار داشت؛ همسرم به علت جانبازی شرایط مناسبی برای حضور در خط مقدم را نداشت، برای همین به من و  دو نفر از دوستانش مأموریت دادند که بنیاد شهید شادگان را راه اندازی کنیم. ما نگران عملیات آزادسازی خرمشهر بودیم و فرمانده با قول این که به محض آغاز عملیات اصلی آزادسازی خبرمان می‌کند، ما را راهی آن منطقه محروم کرد.

به آبادان برگشتم، در آن زمان پسرم سید روح الله را باردار بودم، حال خوشی نداشتم و دکتر دستور استراحت داد، اما من فرصت استراحت نداشتم؛  ۲۵ اردیبهشت بیمارستان آبادان مملو از مجروحان عملیات بیت المقدس شد.

خاطرات یک بانوی امدادگر از آزادسازی خرمشهر



بعد از چند هفته تلاش و فشار کاری حالم بد شد، همسرم مرا به تهران آورد تا پیش خانواده‌ام استراحت کنم؛ دکتر با دیدن وضع جسمی‌ام دستور استراحت مطلق داد. همسرم به آبادان برگشت و من روزها و شب‌ها از دوری او فقط گریه می‌کردم، روحیه‌ام حسابی خراب شده بود، تا اینکه در روز سوم خرداد که رادیو خبر آزادسازی خرمشهر را اعلام کرد، تمام ناراحتی‌هایم از بین رفت و از شدت ذوق نمی‌دانستم چه کنم، همسایه‌ها می‌آمدند جلوی درب منزل و به ما تبریک می‌گفتند.
 
منطقه هنوز ناامن بود، بالاخره در اوایل سال ۱۳۶۲ موفق شدم که دوباره شهرم را ببینم، هنوز شهر زیر بمب باران موشک قرار داشت، اما من دیگر طاقت نداشتم و با همسر و فرزندم به خرمشهر رفتیم، احساس می‌کردم شهرم کوچک شده است،  خودم را روی زمین انداختم و در حالت سجده خدا را شکر کردم و دائم از شدت خوشحالی و هیجان گریه می‌کردم.
 
مسجد جامع خرمشهر مانند نگینی در میان مخروبه‌های شهر می‌درخشید، شهید بهروز مرادی ما را دید و در مقابل این مکان عزیز عکسی یادگاری از ما گرفت.

مروری بر زندگی شهید «فاطمه اسدی»

مروری بر زندگی شهید «فاطمه اسدی»

مروری بر زندگی شهید «فاطمه اسدی»

شهید «فاطمه اسدی» از سوی ستاد مرکزی راهیان نور به عنوان یکی از هفت شهید شاخص سال ۱۴۰۱ معرفی شده است. به همین مناسبت مروری  بر زندگی او داریم.

به گزارش ایثارخبر،‌ «فاطمه اسدی» یازدهم مرداد سال ۱۳۳۹، در روستای «باقرآباد» از توابع شهرستان «دیواندره» به دنیا آمد. او زمانی که به سن تحصیل رسید، فقر و محرومیت و نبود امکانات، مانع از تحصیلش شد و وی را از نعمت آموختن محروم کرد.«فاطمه» از کودکی پنجه در پنجه­ فقر افکند و با کار و تلاش به مبارزه با این پدیده­ شوم پرداخت؛ به‌طوری که هم در منزل کار می­‌کرد و هم در مزرعه، تا مقداری از سنگینی بار اداره زندگی را که بر دوش پدر و مادرش بود، بکاهد.

او در عنفوان جوانی، تشکیل زندگی داد که ثمره ازدواجش یک دختر است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و حضور عناصر ضدانقلاب در منطقه، «فاطمه اسدی» برافروخته شد و زمانی که می­‌دید آن‌ها به‌صورت علنی به تاراج  باورهای مردم پرداخته و نسبت به آنها جفا می­‌کنند، بیشتر نگران شد.

از سوی دیگر، همسر او هم که از سالکان طریق دین بود، در این زمینه با «فاطمه» هم‌عقیده بود؛ بنابراین آن­‌ها تصمیم گرفتند تا برای مبارزه با سلطه­ ضدانقلاب به پا خیزند. «فاطمه اسدی» و همسرش همکاری خود را با نیروهای سپاه و پیشمرگان مسلمان کُرد آغاز کردند. ضدانقلاب وقتی از ماجرا مطلع شد، همسرش را دستگیر کرد و به زندان خود در روستای «نرگسله» انتقال داد. پس از دستگیری همسرش، فقر، فشار و تنهایی، مانع از مبارزه‌ «فاطمه اسدی» با ضدانقلاب نشد، وی بسیار با جرأت و پردل بود و در هرجایی که زمینه‌­ای فراهم می­‌شد، به افشای چهره ضدانقلاب می‌پرداخت.

او سختی­‌های راه را بر خود هموار کرده و مرتب برای ملاقات همسرش به روستای «نرگسله» می‌رفت و برای آزادی همسرش نیز هیچ‌گاه به ضدانقلاب التماس نکرد و عقیده داشت که «این‌ها حقیرتر از آ­­­ن هستند که من التماس‌شان کنم»؛ بنابراین هروقت همسرش را ملاقات می‌کرد، فقط یک توصیه برای او داشت: «مبادا در مقابل دشمن کم بیاوری و شکسته شوی، محکم و استوار در مقابل‌شان مقاومت کن و از عقاید و باورهایت دفاع کن، تسلیم شدن در برابر این عناصر فاسد، گناهی بزرگ و نابخشودنی است».

«فاطمه اسدی» روز هفتم شهریور سال ۱۳۶۱، وقتی برای ملاقات همسرش به روستای «نرگسله» رفت با جسم نحیف وی روبه‌رو شد؛ آثار شکنجه را به‌وضوح در جای‌جای بدن او دید و چشمان کبودشده و صورت زخمی او را مشاهده کرد؛ بنابراین با فریادی رسا، آن‌چنان که همه‌ ساکنان روستا آن را بشنوند و انعکاس پژواک این فریاد را کوه‌­های اطراف به همه برسانند، لب به اعتراض گشود و با مزدور، اجنبی و فاسد خواندن عناصر ضدانقلاب، هیبت و هیمنه­ آن‌ها را شکست.

دشمن وقتی دید که حیثیت نداشته‌اش بیشتر از همیشه بر باد رفته است، «فاطمه اسدی» را به داخل مقر خود و همسرش را هم به زندان برگرداند و در همان لحظه نیز دستور اعدام این زن پارسای آزاده را صادر کرد؛ بنابراین مزدوران او را در همان‌جا تیرباران کرده و به شهادت رساندند. بعد از شهادت «فاطمه اسدی»، پسر کوچکش به‌دلیل نبود سرپرست، در گهواره از دنیا رفت و شوهرش نیز بعد از سه سال از زندان «دولتو» آزاد شد.

هدیه مادر شهید حججی به کاروان‌های راهیان نور

هدیه مادر شهید حججی به کاروان‌های راهیان نور

هدیه مادر شهید حججی به کاروان‌های راهیان نور

لباس شهید مدافع حرم محسن حججی از نجف آباد اصفهان به شلمچه رسید و زائران و خادمان شلمچه به آن تبرک جستند.

به گزارش ایثارخبر، مادر  شهید مدافع حرم محسن حججی، ضمن آرزوی موفقیت و سلامتی برای تمامی جوانان، به ویژه زائران و خادمان شهدا در تمام مناطق عملیاتی دفاع مقدس، یک دست لباس سبز رنگ سپاه پاسداران متعلق به فرزند شهیدش را جهت تبرک به کاروان‌های راهیان‌ نور اهدا کرد. 

مقرر شد این لباس شهید محسن حججی در کنار ۶۰ دست لباس دیگر متعلق به شهدای مدافع حرم کشور در نمایشگاه بزرگی، جهت زیارت زائران راهیان نور قرار گیرد.

پیام تسلیت مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در پی درگذشت مادر شهیدان قجه‌ای

پیام تسلیت مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در پی درگذشت مادر شهیدان قجه‌ای

پیام تسلیت مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در پی درگذشت مادر شهیدان قجه‌ای

مرکز اسناد و تحقیقت دفاع مقدس در پیامی درگذشت مادر شهیدان حسن و حسین قجه‌ای را تسلیت گفت.

به گزارش ایثارخبر، متن این پیام بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

پدران و مادران شهدا، از مهم‌ترین ابزارهای الهی بودند برای این که جهاد استمرار یابد؛ برای این که ملت شکست نخورد؛ برای این که انقلاب در قمار جهانی نبازد و در این مقابله جهانی نتوانند آن را از میدان خارج کنند.

 “حضرت امام خامنه‌ای”

با نهایت تأسف و تأثر اطلاع یافتیم «حاجیه خانم فاطمه صادق‌زاده»، مادر بزرگوار شهیدان گرانقدر حسن و حسین قجه‎ای (از فرماندهان و بنیان‎گذاران لشکر ۲۷ محمد رسول‎الله صل الله علیه و آله و سلم) و همچنین همسر رزمنده دریادل، مرحوم حاج جواد قجه‌ای دار فانی را وداع گفت و به دردانه‌های شهیدش ملحق شد.

رجاء واثق داریم که تربیت فرزندانی برومند چون شهیدان حسن و حسین قجه‌ای در دامن این بانوی مؤمنه، صبور و فداکار او را در اجر فراوان مجاهدت‌های فرزندانش سهیم و متنعم خواهد نمود.

مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس با ادای احترام به مقام پر معنویت این مادر بزرگوار، این ضایعه بزرگ را به ملت شریف ایران، بیت معزز شهیدان قجه‌ای و دیگر وابستگان به ایشان تسلیت گفته و از درگاه خداوند رحمان و رحیم برای این مادر صبور، علو درجات و بهشت برین و برای بازماندگان صبر و اجر و سلامتی مسألت می‌نماید.

امید است روح پاک و مطهر ایشان در جوار فرزندان شهیدش، سر سفره ائمه طاهرین (علیهم السلام) مهمان گردد.

سردار شهید حسین قجه ای صبح عاشورای سال ۱۳۳۷ در زرین شهر اصفهان در دستان خسته پدر کشاورزش جای گرفت و در سایه تربیت عالمانه پدر رشد نمود. در سن ۷ سالگی به مدرسه رفت و تا اخذ مدرک دیپلم تحصیل نمود.

از کودکی علاقه زیادی به ورزش کشتی داشت و به عنوان قهرمان اول شهرستان و استان اصفهان برای چند سال متوالی معرفی گشت و به مسابقات انتخابی تیم ملی راه یافت. سال ۱۳۵۳ وارد فعالیت‌های سیاسی شد. سال ۱۳۵۶ به قم مهاجرت کرد و توسط مأموران ساواک دستگیر شد. چند مرتبه نیز به منظور فعالیت‌های سیاسی به شیراز و قم سفر کرد.

با پیروزی انقلاب به استخدام کمیته درآمد، چندی بعد به همراه دوستانش سپاه پاسداران زرین‌شهر را بنیان نهاد و خود نیز سبزپوش این نهاد مقدس گردید. قجه‌ای سپس به عنوان مسئول یک گروه به سنندج رفت و چهارماه در این شهر خالصانه خدمت کرد. در بازگشت به زادگاهش مسئولیت عملیات سپاه پاسداران زرین شهر را به او سپردند.

برای مدتی نیز مسئولیت توپخانه سپاه مریوان و دزلی را پذیرفت. هنوز مدتی نگذشته بود که به عنوان مسئول عملیات سپاه مریوان و دزلی معرفی گردید. حسین ماه‌ها با ضدانقلاب جنگید و در عملیات محمد رسول الله(ص) با سمت فرمانده عملیات حاضر شد.

بعد از شرکت در عملیات فتح‌ المبین با سمت فرمانده گردان سلمان فارسی در عملیات بیت‌المقدس شرکت کرد و سرانجام در جاده اهواز – خرمشهر در تاریخ ۱۶ / ۲ / ۱۳۶۱ در سن ۲۴ سالگی شربت شهادت را نوشید و بر اثر اصابت گلوله به سرش به دیدار حق شتافت.

سازمان بسیج جامعه زنان در پی حواشی بازی ایران و لبنان بیانیه ای را صادر کرد

سازمان بسیج جامعه زنان در پی حواشی بازی ایران و لبنان بیانیه ای را صادر کرد

بی نظمی های صورت گرفته در این امر به حدی مشهود است که جای هیچ گونه دفاعی را برای فدراسیون فوتبال نگذاشته است که البته ظاهرا مسئولین امر در این بخش کوچکترین نگرانی را ندارند!

به گزارش خبرگزاری بسیج، سازمان بسیج جامعه زنان در پی حواشی بازی فوتبال تیم ملی ایران و لبنان در مشهد بیانیه ای را صادر کرد.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

بسمه تعالی

برگزاری بازی تیم‌های ملی ایران و لبنان در چارچوب مرحله مقدماتی جام جهانی قطر در مشهد مقدس موجبات بروز اتفاقاتی شد که خوراک رسانه‌ای به معاندان همیشه منتقد نظام مقدس جمهوری اسلامی داده و ندانسته یا از روی عمد و ناشی از جریان نفوذ دشمن موجب تکدر خاطر مردم گردید.

هر چند موضع گیری مسئولین نظام به موقع و از روی دلسوزی و در دقایق اولیه این اتفاق تلخ صورت گرفت اما این رخ داد باعث شد که شیرینی پیروزی و صعود تیم ملی را در ذایقه مردم محو نماید.

چیزی که بیش از همه کام ملت را تلخ نمود، بی حرمتی به زن مسلمان ایرانی بود که متاسفانه و با بررسی تصاویر منتشر شده معلوم است شخصی یا گروهی با قصد و نیت قبلی و استفاده از بی برنامگی‌های رخ داده توسط فدراسیون فوتبال، در این فرصت ایجاد شده بر علیه نظام موج سواری می‌نمایند و انتظار می‌رود که فردی که مسبب این اقدام شده است مشخص و معرفی گردد.

نکته مهم در این اتفاق تلخ این است که چرا باید از روی بی تدبیری مسئولین فوتبال کشور، مکانی برای برگزاری مسابقات درنظر گرفته شود که الزامات حداقلی برای این امر را نداشته و بدون هماهنگی‌های لازم اقدام به فروش بلیط به بانوان نموده است. از طرفی بی نظمی‌ های صورت گرفته در این امر به حدی مشهود است که جای هیچ گونه دفاعی را برای فدراسیون فوتبال نگذاشته است که البته ظاهرا مسئولین امر در این بخش کوچکترین نگرانی را ندارند!

از مسئولین فدراسیون می‌خواهیم به این سوال مهم پاسخ دهند که چرا اصرار بر برگزاری مسابقات فوتبال را در شهر مشهد مقدس داشته درحالی که هیچ گونه زیرساختی حتی برای حضور مردان نیز فراهم نبوده است؟ چرا باید درب‌های ورزشگاه در نیمه‌های بازی باز شود و حجم بسیاری از مردان وارد ورزشگاه شوند؟! آیا این بی برنامگی‌ها که موجب صدمات جدی به حیثیت نظام است جای استعفا‌ی مسئولین امر به جهت عذرخواهی از مردم را ندارد؟

حتی در موقع برگزاری مسابقه نیز موج عظیمی از هرج و مرج در داخل و خارج ورزشگاه وجود داشت. ضمن اینکه در این هرج و مرج به وجود آمده خبری از رعایت شیوه نامه‌های بهداشتی نبود. مسئولین فدراسیون از زمانی که سوت پایان بازی ایران و لبنان‌زده شد هیچ صحبتی و اقدامی در خصوص اتفاقات تلخی که برای تماشاگران رخ داد انجام ندادند.

تنها اقدام فدراسیون فوتبال در پی این اتفاق آن بود که بیانیه‌ای صادر کرد. این بیانیه که مشخص نیست توسط چه کسی یا چه کسانی نوشته شده ابهامات مربوط به حواشی تلخ بازی ایران و لبنان را بیشتر کرد. در بیانیه فدراسیون فوتبال تلاش شده این فدراسیون را در اتفاقات بازی ایران و لبنان بدون تقصیر جلوه دهد. در شرایطی که رئیس جمهور و دادستان کل کشور نسبت به این اتفاقات واکنش نشان داده، خواستار رسیدگی سریع شدند و در برهه‌ای که سرنوشت ساز‌ترین اتفاقات منطقه‌ای را شاهد هستیم و تیم تلاشگر دولت انقلابی تمام سعی خود را جهت سرافرازی ایران اسلامی و همچنین رفاه و آسایش مردم به کار بسته است؛ بروز این اتفاقات این شائبه را در ذهن تداعی می‌کند که گروهی متاسفانه از روی عمد قصد تخریب وجهه ایران اسلامی را در جهان داشته تا بتوانند معاندین را در راه رسیدن به مقصود بهتر همراهی نمایند؟!

در نهایت انتظار می‌رود در روز‌هایی که فدراسیون فوتبال به معنای واقعی بی‌در و پیکر است؛ هیئت رئیسه این فدراسیون در وهله اول بابت اتفاقات بازی ایران و لبنان عذرخواهی و حتی استعفا نموده و در ادامه زمینه را برای برگزاری هر چه سریع‌تر انتخابات این فدراسیون فراهم کنند.

شهدای شاخص سال ۱۴۰۱ سازمان بسیج معرفی شدند

با تصویب سردار سلیمانی؛

شهدای شاخص سال ۱۴۰۱ سازمان بسیج معرفی شدند

شهدای شاخص سال ۱۴۰۱ از بین شهدای پیشنهادی سپاه‌های استانی و سازمان‌های اقشاری سازمان بسیج مستضعفین توسط سردار غلامرضا سلیمانی تصویب شدند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج، شهدای شاخص سال ۱۴۰۱ از بین شهدای پیشنهادی سپاه‌های استانی و سازمان‌های اقشاری سازمان بسیج مستضعفین توسط سردار غلامرضا سلیمانی تصویب شدند.
شهید شاهرخ ضرغام به عنوان شهید شاخص برادر و شهیده فاطمه اسدی به عنوان شهیده شاخص خواهر و شهید حسین بدرالدین الحوثی به عنوان شهید شاخص جهان اسلام معرفی شدند.

شهیده فاطمه اسدی

تولد: ۱۱/۵/۳۹
شهادت: ۷/۶/۱۳۶۱
متولد: دیواندره کردستان
محل شهادت: کردستان
معرفی: سپاه بیت المقدس استان کردستان
کردستان سرزمینی است که وجب به وجب آن و قدم به قدم آن با خون هر شهیدی عطرآگین شده است و امنیت، آرامش، سربلندی و شکوه و اقتدار آن، مدیون خون و ایثار شهداست. یکی از این شهدا، شهیده فاطمه اسدی است که پیکر مطهر وی امسال توسط گروه‌های تفحص پیکر‌های مطهر شهدا، در کردستان کشف شد و خبر این رویداد مبارک، از سوی سردار باقرزاده فرمانده کمیته جست‌وجوی مفقودین ستاد کل نیرو‌های مسلح به دختر وی که تنها بازمانده این خانواده است، اطلاع داده شد و اوج خباثت و ددمنشی حزب «دموکرات» را آشکار کرد.
شهیده فاطمه اسدی یازدهم مرداد سال ۱۳۳۹، در روستای «باقرآباد» از توابع شهرستان «دیواندره» در خانواده‌ای متدین دیده به جهان گشود و دوران طفولیت وی در شرایطی سخت سپری شد. او زمانی که به سن تحصیل رسید، فقر و محرومیت و نبود امکانات، مانع از تحصیلش شد و وی را از نعمت آموختن محروم کرد. از کودکی پنجه در پنجه فقر افکند و با کار و تلاش به مبارزه با این پدیده شوم پرداخت؛ به‌طوری که هم در منزل کار می-‌کرد و هم در مزرعه، تا مقداری از سنگینی بار اداره زندگی را که بر دوش پدر و مادرش بود، بکاهد.
وی در ابتدای جوانی، تشکیل زندگی داد که ثمره ازدواج او یک دختر است. او بانوی خودساخته‌ای بود و ایمانی به استواری کوه‌های کردستان داشت، پاکی، دین‌داری و پارسایی، مهم‌ترین شاخصه‌های حیات وی بودند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و حضور عناصر ضدانقلاب در منطقه، «فاطمه اسدی» برافروخته شد و زمانی که می‌دید آن‌ها به‌صورت علنی به تاراج نقد باور‌های مردم پرداخته و نسبت به مسلمانان جفا می‌کنند، بیشتر نگران شد. از سویی دیگر، همسر او هم که از سالکان طریق دین بود، در این زمینه با هم‌عقیده بود؛ بنابراین آن‌ها تصمیم گرفتند تا برای مبارزه با سلطه ضدانقلاب به پا خیزند.
فاطمه اسدی و همسرش همکاری خود را با نیرو‌های سپاه و پیشمرگان مسلمان کرد آغاز کردند. ضدانقلاب وقتی از ماجرا مطلع شد، همسرش را دستگیر و به زندان خود در روستای «نرگسله» انتقال داد. پس از دستگیری همسرش، فقر، فشار و تنهایی، مانع از مبارزه «فاطمه اسدی» با ضدانقلاب نشد، وی بسیار با جرأت و پردل بود و در هرجایی که زمینه‌ای فراهم می‌شد، به افشای چهره ضدانقلاب می‌پرداخت.
او سختی‌های راه را بر خود هموار کرده و مرتب برای ملاقات همسرش به روستای «نرگسله» می‌رفت و برای آزادی همسرش نیز هیچ‌گاه به ضدانقلاب التماس نکرد و عقیده داشت که «این‌ها حقیرتر از آن هستند که من التماس‌شان کنم»؛ بنابراین هروقت همسرش را ملاقات می‌کرد، فقط یک توصیه برای او داشت: “مبادا در مقابل دشمن کم بیاوری و شکسته شوی، محکم و استوار در مقابل‌شان مقاومت کن و از عقاید و باورهایت دفاع کن، تسلیم شدن در برابر این عناصر فاسد، گناهی بزرگ و نابخشودنی است”
شهیده فاطمه اسدی روز هفتم شهریور سال ۱۳۶۱، وقتی برای ملاقات همسرش به روستای «نرگسله» رفت؛ با جسم نحیف وی روبه‌رو شد؛ آثار شکنجه را به‌وضوح در جای‌جای بدن او دید و چشمان کبودشده و صورت زخمی او را مشاهده کرد؛ بنابراین با فریادی رسا، آن چنان که همه ساکنان روستا آن را بشنوند و انعکاس پژواک این فریاد را کوه‌های اطراف به همه برسانند، لب به اعتراض گشود و با مزدور، اجنبی و فاسد خواندن عناصر ضدانقلاب، هیبت و هیمنه آن‌ها را شکست.
دشمن وقتی دید که حیثیت نداشته‌اش بیشتر از همیشه بر باد رفته است، «فاطمه اسدی» را به داخل مقر خود و همسرش را هم به زندان برگرداند و در همان لحظه نیز دستور اعدام این زن پارسای آزاده را صادر کرد؛ بنابراین مزدوران او را در همان‌جا تیرباران کرده و به شهادت رساندند.
بعد از شهادت «فاطمه اسدی»، پسر کوچکش به‌دلیل نبود سرپرست، در گهواره از دنیا رفت و شوهرش نیز بعد از سه سال از زندان «دولتو» آزاد شد.

شهید شاهرخ ضرغام

تولد: ۱/۱۰/۱۳۲۸
شهادت: ۱۷/۹/۱۳۵۹
متولد: تهران
محل شهادت: آبادان- منطقه دشت ذوالفقاری
معرفی: سپاه حضرت محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ

شهید شاهرخ ضرغام فرزند صدرالدین متولد ۱/۱۰/۱۳۲۸ شهر تهران کسی که در ٣۱ سال عمر خود زندگی عجیبی را رقم زد. از کودکی با بدن درشت و پهلوانی اش، خلق و خوی پهلوانان را داشت. از دشمن ظالم و یار مظلوم بود. در دوازده سالگی پدر خود را از دست داد. در جوانی بخاطر هیکل درشت اش به سراغ ورزش کشتی رفت
قهرمان جوانان، نایب قهرمان بزرگسالان، دعوت به اردوی تیم ملی کشتی فرنگی و… از عناوینی بود که نشان از موفقیت شاهرخ در ورزش کشتی داشت. نبود راهنما، دوستان نااهل و… همه و همه دست به دست همه داد تا انسانی ساخت که کسی جلودارش نبود. هرشب دعوا، هر شب چاقو کشی و…
مادرش همیشه برای او دعا می‌کرد و می‌گفت: خدایا پسرم را ببخش و او را از سربازان امام زمان (عج) قرار بده. همه به او می‌خندیدند و می‌گفتند غیر ممکن است، اما او می‌دانست سلاح مومن دعاست. با حضور حضرت امام (ره) مسیحا نفسی آمد و شاهرخ از دل و جان امام را احساس می‌کرد. از صبح تا شب می‌گفت: فقط امام خمینی. وقتی امام در تلویزیون سخنرانی می‌کرد با ادب و احترام می‌نشست و اشک می‌ریخت. می‌گفت: عظمت را اگر خدا بدهد، می‌شود خمینی. با یک عبا و عمامه عظمت پوشالی شاه را از بین برد.
وقتی امام فرمود: به یاری پاسداران در کردستان بروید. شاهرخ دیگر سر از پا نمی‌شناخت و به یاری پاسداران شتافت. می‌گفت: در میدان کربلا، حر جز اولین شهدا بود، من هم باید از اولین‌ها باشم. در روز‌های اول جنگ پا به عرصه جنگ نهاد و آنقدر دلاورانه جنگید که دشمنان برای سرش جایزه تعیین کردند. شاهرخ رفت و آنقدر رفت که با ملائک همراه شد پرواز کرد. هفدهم آذر سال یکهزار و سیصد و پنجاه و نه و همچنین دشت‌های شمال آبادان خوب این پرواز را به یاد دارند. او مفقودالاثر است، شاید به این خاطر که او از خدا خواسته بود گذشته اش را پاک و هیچ اسمی از باقی نماند.

شهید حسین بدرالدین الحوثی

تولد: ۱۹۶۰
شهادت: ۲۰۰۴
متولد: صعده یمن
محل شهادت: صنعا یمن
معرفی: معاونت بین الملل بسیج

حسین الحوثی فرزند عالم یمنی بدرالدین الحوثی است. (۱۹۶۰-۲۰۰۴) وی در سال ۱۹۶۰م در منطقه رویس استان صعده یمن به دنیا آمد. وی در دوران زندگی خویش فعالیت‌های اجتماعی بسیاری داشت که برخی از آن‌ها عبارتند از: تأسیس جمعیت خیریه مران، تأسیس مدارس دینی، تأسیس مراکز بهداشتی در منطقه مران، پیگیری جهت ایجاد آبگیر‌هایی در منطقه برای تأمین آب شرب، پیگیری احداث نیروگاه برق در منطقه مران، احداث مصلا در منطقه مران و.
حسین الحوثی فعالیت سیاسی خود را با پیوستن به حزب الحق، تنها حزبی که علما و نخبگان زیدی در آن مشارکت داشتند، آغاز کرد. حسین الحوثی به سبب شایستگی خود و جایگاه مهمی که پدرش یعنی علامه بدرالدین الحوثی در حزب الحق داشت، در سال ۱۹۹۳م توانست با یکی از دو کرسی حزب الحق وارد پارلمان یمن شود. او تا سال ۱۹۹۷م عضو پارلمان یمن بود. حسین الحوثی در ۱۹۹۷م از پارلمان استعفا داد. او به دلیل برخی اختلافات به همراه پدرش از حزب الحق جدا شد. او در ادامه با جدیت بیشتری به فعالیت‎های فرهنگی و تربیتی پرداخت. از این رو بیشتر اوقات خود را به آموزش جوانان یمنی در منتدی الشباب المؤمن اختصاص داد. حسین الحوثی در سال ۱۹۹۷م نام منتدی الشباب را به تنظیم الشباب المؤمن تغییر داد. هدف او از این تغییر ارتقاء و توسعه این تشکیلات بود. این تشکیلات تا پیش از سال ۲۰۰۰م مورد حمایت دولت بود. حوثی در آن مقطع و با حمایت حکومت اقدام به تأسیس مدارس، حوزه‎های علمیه و اردوگاه‎های تابستانی نمود و اندیشه‌های خود را آموزش داد
اقدامات ضد امریکایی و ضد اسرائیلی حسین الحوثی
پس از حادثه یازده سپتامبر و حمله امریکا به افغانستان، حسین الحوثی به صورت گسترده رویکرد ضد امریکایی را در پیش گرفت. عده‎ای معتقدند نقطه شروع حرکت حسین الحوثی در رمضان ۱۴۲۲ق و در روز جهانی قدس بود. او در این روز برای نخستین بار برای مردم سخنرانی کرده و اطلاعیه امام خمینی را به طور کامل قرائت کرد. حسین الحوثی تصویر کاملی را از جنبش انصارالله ارائه کرد. او مبارزه با امریکا و اسرائیل را به عنوان فریضه دینی قلمداد کرده و همواره از خطر آمریکا برای اسلام و مسلمین سخن می‌گفت. حسین الحوثی معقتد بود باید برای اسلام دست به کاری زد و از آمریکا و اسرائیل باید برحذر بود. نگاه ضد استکباری و اسرائیلی رهبر حوثی‎ها تا آنجا پیش رفت که او اعلام کرد نمازی که همراه با برائت از صهیونیسم نباشد مورد رضایت و قبول خداوند نیست. از این رو شاگردان و طرفداران وی در محافل دینی و سیاسی صعده و صنعاء به ویژه پس از اقامه نماز جمعه، فریاد مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر می‎دادند. این اقدام تا جایی پیش رفت که فریاد مرگ بر امریکا و اسرائیل به عنوان شعار و نماد جریان انقلابی زیدیان در یمن تبدیل شد. در این میان دولت یمن که پس از حادثه یازده سپتامبر با امریکا همپیمان شده بود، با طرفداران جریان حوثی به شدت برخورد کرد به طوریکه در هر تجمعی که شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل سرداده می‎شد، شمار زیادی بازداشت شده و در زندان‎های حکومت شکنجه می‎شدند. در سال ۲۰۰۳، یعنی هنگامی که آمریکا جنگ خود را در عراق شروع نمود، نیرو‌های تنظیم در برابر سفارت آمریکا تجمع کردند و شعار‌هایی را علیه آمریکا و اسرائیل سر دادند. این تجمع که همراه با درگیری میان طرفداران تنظیم و نیرو‌های امنیتی و پلیس بود، چندین نفر نیز کشته شدند. گفته می‌شود در درگیری‌های اولیه ۶۵۰ نفر ازمعترضین دستگیر شدند. پس از این درگیری‌ها دولت یمن اعلان جنگ علیه حوثی‎ها کرد و برای دستگیری حسین حوثی ۵۵۰۰۰ دلار جایزه تعیین نمود. در تابستان ۲۰۰۴ تهاجم به صعده آغاز شذ. در جریان این درگیری‌ها ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر کشته شدند. پس از سه ماه درگیری، ارتش یمن توانست با محاصره منطقه و استفاده از انواع سلاح‎‎های سنگین، حسین الحوثی و حدود هفتصد تن از همراهان او را به شهادت برساند
حکومت یمن برای جلوگیری از گسترش تفکر انقلابی و ضد استکباری حسین الحوثی، جنازه او را تحویل نداد و پیکر او را در زندان مرکزی صنعا به طور موقت دفن کرد. همزمان با برکناری علی عبدالله صالح، حکومت جدید یمن جنازه وی را که حدود ده سال در زندان نگهداری می‎شد به خانواده او تحویل داد. بقایای پیکر وی با حضور جمعیت انبوهی در صعده تشییع و به خاک سپرده شد. بر سر قبر او گنبد بزرگی ساخته شد. گفته می‎شود محل احداث گنبد حسین الحوثی به گونه‌ای است که امکان رؤیت آن با چشم غیرمسلح برای ساکنان برخی از مناطق جنوب عربستان نیز میسر است. 

گفتمان سینمای انقلاب اسلامی، مبیّن کرامت زن در اجتماع باشد

بیانیه امور بانوان سازمان بسیج هنرمندان خطاب به وزیر ارشاد؛

گفتمان سینمای انقلاب اسلامی، مبیّن کرامت زن در اجتماع باشد

در بیانیه امور بانوان سازمان بسیج هنرمندان خطاب به وزیر ارشاد تاکید شد: گفتمان سینمای انقلاب اسلامی، می‌بایست مبیّن کرامت زن در اجتماع، استحکام بخش نهاد خانواده و تعهد زوجین نسبت به هم باشد.

به گزارش خبرگزاری بسیج، امور بانوان سازمان بسیج هنرمندان در بیانیه ای خطاب به وزیر ارشاد تاکید کرد: 

متن این بیانیه به شرح زیر است:

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

«ن (۱) وَ القَلَمِ وَ مَا یَسطُرون (۲)»

قسم به قلم (۱) و قسم به آنچه با آن می‌نویسند (۲)
سوره مبارکه قلم- آیات ۱ و ۲

وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

بدون شک هنر، دقیق‌ترین و رساترین وسیلۀ انعکاس اندیشه‌ها و آرمان‌های یک ملّت است. درخشش هنر در عرصه فرهنگ نیز موجب بالندگی و تکامل و نوید بخش جامعه‌ای پرنشاط، پرامید و پیشرو خواهد بود.

به فرموده مقام معظم رهبری {حفظه الله تعالی}: «انقلاب اسلامی ایران به هنر نیازمند است و هنر انقلاب میبایست هنری ممتاز، فاخر و پیشرو باشد.»

در این میان، هنر سینما قطعاً هنری برتر و فوق العاده است. هنری که شأن آن مؤثر بودن در پیشرفت و اعتلای کشور است. هنری که بازتاب عقاید، دیدگاهها، فرهنگ و رویکرد یک ملّت است.

مقولاتی همچون هنر متعهد، هنر دینی و هنر انقلابی؛ بار‌ها و بار‌ها در کلام رهبری انقلاب اسلامی مطرح شده و مسئولیت نهاد‌های انقلابی نقش آفرین را در برابر اجتماع و ارزش‌های الهی مورد توجه قرار داده و ورود به این عرصه را «جهاد» خطاب می‌کنند!

علیرغم تمام این توصیه‌ها و هنوز پس از گذشت چهل و سه سال از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، هرچند شاهد رشد و اعتلای سینما چه به لحاظ کیفیت، محتوا و موضوع و چه به لحاظ کمّیت فیلم‌ها بوده ایم؛ امّا به خصوص در مقولۀ ظهور بانوان در این عرصه، نظاره گر تصویر واقعی زن و به اصطلاح زن تراز اسلامی به طور مطلق نبوده ایم و این آمار به قدری ناچیز است که در خور توجه نمی‌باشد. دیدگاه سینمای انقلاب اسلامی در مقوله زنان به عنوان عناصر حیاتبخش خانواده، می‌بایست تبلور ایمان، تعهد، امید، حیا، نشاط و خودباوری باشد و نه در خدمت ابتذال و استحالۀ هویت انسان!

گفتمان سینمای انقلاب اسلامی، می‌بایست مبیّن کرامت زن در اجتماع، استحکام بخش نهاد خانواده و تعهد زوجین نسبت به هم باشد.

علی ایحال علیرغم تلاش‌های سازمان سینمایی برای برگزاری رخدادی متفاوت با سنوات پیشین که غیرقابل انکار است و علیرغم ظهور برخی آثار سینمایی مناسب و حضور سینماگرانی متعهد و ورود خانواده معظم شهداء، همچنان شاهد نمایش پوشش و تحرکاتی مغایر با شئونات اسلامی و قوانین دایر کشور بودیم که بدون تردید در شأن دولت سیزدهم و جشنواره‌ی فیلم فجر انقلاب اسلامی نبود.

از سوی دیگر، سخنان فیلمنامه نویس فیلم نمور و اظهارات تأمل برانگیز و تأسف بار ایشان در نشست خبری، مجددا زنگ هشدار نفوذ و ابتذال را برای مردم، متدینین و علما به صدا در آورد و موجب شد تا زحمات مدیران دولت سیزدهم در چهلمین جشنواره فیلم فجر انقلاب اسلامی نیز تحت الشعاع قرار گیرد.

انتظار می‌رود وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، علاوه بر مقابله قاطع با هنجارشکنی در جغرافیای فرهنگی نظام، بر مبنای قوانین و دستورالعمل‌های موجود و برخورد جدی با نویسنده فیلم مذکور، که می‌تواند آغازگر قبح زدایی از انحرافات عمیق در سینمای ایران اسلامی باشد؛ اقدامات و تدابیر لازم را را در دستور کار قرار داده و نتایج آن ارائه شود. این تدابیر و سلسله اقدامات می‌تواند در بازنگری و اصلاح قوانین و آیین نامه‌ها و روش‌های موجود در تولید، نشر، اکران و حضور هنرمندان و آثارشان در رخداد‌های ملی و بین المللی و نظارت جدی بر انجام آن‌ها باشد. در این مسیر استفاده از نیرو‌های متعهد، مجرب و متخصص با رویکرد انقلابی از الزامات خواهد بود.

امور بانوان سازمان بسیج هنرمندان کشور به پشتوانه همراهی بانوان هنرمند، متعهد و دغدغه‌مند سراسر ایران اسلامی، آمادگی خود را در خصوص معرفی بانوان هنرمند شاخص و متخصص (بویژه در عرصه تحقیق و نگارش فیلمنامه) اعلام می‌دارد و امیدوار است مقام عالی وزارت دولت سیزدهم با استفاده بهینه از همکاری و مشارکت سایر نهاد‌های فرهنگی و هنری انقلاب اسلامی بتواند در جهت تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی و ایجاد تمدن نوین اسلامی و مقدمه سازی برای ظهور درخشان منجی عالم بشریت (عج) همگام با جریان خروشان حرکت انقلابی ملت شریف و شهیدپرور گام‌های موثری بردارند. ان شاء الله…

امور بانوان سازمان بسیج هنرمندان کشور و جمعی از بانوان هنرمند شاخص و انقلابی 

مادر دو شهید دفاع مقدس درگذشت

مادر دو شهید دفاع مقدس درگذشت

پیکر مادر شهیدان «میرمحمود و میر قربان اکبری سادات» تا خانه ابدی خود بدرقه می شود.

حاج خانم «پاشاپور» مادر شهیدان «میرمحمود و میر قربان اکبری سادات» از شهرستان مشگین شهر اردبیل  به فرزندان شهیدش پیوست.

پیکر مادر شهیدان اکبری‌سادات امروز سه شنبه در گلزار شهدای روستای «دیبگلو» تشییع و خاکسپاری خواهد شد.

 «میرمحمود اکبری‌سادات» متولد سوم شهریور ۱۳۴۵ در دوران دفاع مقدس بارها در جبهه‌ حضور یافت و سرانجام در ۲۲ فروردین ۱۳۶۲ در عملیات «والفجر مقدماتی» منطقه عملیاتی فکه  به شهادت رسید.

همچنین «میرقربان اکبری‌سادات» متولد چهارم خرداد ۱۳۵۲ از طریق نیروی انتظامی به خدمت مقدس سربازی اعزام و در ۱۱ مهر ۱۳۷۲ در منطقه مریوان به برادر شهیدش پیوست.

تلویزیون «جایگاه زنان در ایران پس از انقلاب» را بررسی می کند

تلویزیون «جایگاه زنان در ایران پس از انقلاب» را بررسی می کند
عکس تزیینی است

جایگاه و موقعیت زنان در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در شبکه پرس تی‌وی بررسی‌ می‌شود.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی معاونت برون‌مرزی صداوسیما، شبکه پرس تی‌وی با نمایش مستند «ایران: زنان در انقلاب اسلامی» (Iran: Women and the Islamic Revolution) به واکاوی جایگاه زنان ایرانی در پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی می پردازد.
این مستند همچنین به این موضوع می‌پردازد که مساله آزادی زنان و نقش اجتماعی آنها در جامعه اسلامی از جمله مواردی بوده است که علما، روشنفکران دینی و غیردینی و مسوولان انقلاب نظرات خود را به طور شفاف ارائه داده بودند. 
در مستند «ایران: زنان در انقلاب اسلامی» می‌بینیم که زنان ایرانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی خود را در موقعیت تازه و ویژه‌ای یافتند و در حرکتی آگاهانه در تلاش بودند تا خود را متفاوت از زن اروپایی نشان دهند.
این مستند ۲۶ دقیقه‌ای به این موضوع اشاره دارد که با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، یکی از مسائلی که به تیتر اول رسانه‌های داخلی و خارجی تبدیل شد و در سطح جامعه بازتاب وسیعی داشت، مساله زن بعد از انقلاب و در زمان استقرار جمهوری اسلامی بود.
مستند «ایران: زنان در انقلاب اسلامی» شنبه ساعت ۰۹:۰۰ از شبکه پرس تی‌وی پخش می‌شود. بازپخش این مستند هم همان روز ساعت ۱۵:۰۰، ۲۱:۰۰ و بامداد یکشنبه ساعت ۰۱:۰ روی آنتن می‌رود.