یک روز تاریخی برای هوانیروز

یک روز تاریخی برای هوانیروز

یک روز تاریخی برای هوانیروز
نمونه‌ای از رژه یگان‌های ارتش در کوچه بیت امام در قم

هواپیمایی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان «هوانیروز»، از بدو پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون همواره منشأ خدمات بسیاری در عرصه­‌های مختلف برای نظام جمهوری اسلامی بوده که علاوه بر انجام مأموریت­‌های ذاتی خویش، در حفظ حریم نظام و مرزهای جمهوری اسلامی، در عرصه­‌های دیگر نیز بنا بر ضرورت و توانمندی خود در خدمت ملت انقلابی بوده است.

در این یادداشت می‌خوانیم:

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و در همان ماه‌های ابتدایی که حضرت امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی هنوز به جماران نقل مکان نکرده و در قم حضور داشتند، یگان‌های مختلف نظامی از ارتش به صورت خودجوش به قم عزیمت می‌کردند و در مقابل بیت امام خمینی(ره) در قم، رژه برگزار می‌کردند و همبستگی و حمایت خود را انقلاب اعلام می‌داشتند. یکی از این رژه‌ها که آنچنان در تاریخ انقلاب اسلامی به آن پرداخته نشده است، رژه گسترده هوایی و پیاده هوانیروز ارتش است که در نخستین نیمه شعبان پس از پیروزی انقلاب اسلامی در نوزدهم تیرماه ۱۳۵۸ انجام شده است.

در مطلب پیش رو، امیر سرتیپ دوم خلبان بازنشسته محمدکریم عابدی طراح و مسئول رژه گسترده هوانیروز ارتش در حضور امام خمینی (ره) چگونگی برگزاری این رژه را این گونه روایت می‌کند.

«پس از انتصاب سرهنگ اسکندر عمادی به فرماندهی هوانیروز در خرداد ۱۳۵۸ تصمیم گرفتیم که مقدمات و سازماندهی یک رژه هوایی بزرگ خلبانان و بالگردهای هوانیروز را از مقابل منزل امام در قم برنامه‌ریزی کنیم. به این منظور پس از هماهنگی‌های لازم با فرمانده هوانیروز و برگزاری چند جلسه در کمیته مرکزی هوانیروز، ‌از پایگاه‌های پشتیبانی عمومی و مرکز آموزش اصفهان، پایگاه کرمان و مسجدسلیمان که در اصفهان مستقر بودند، و همچنین از پایگاه تهران و بالگردهای شنوک، جت رنجر، ۲۰۵ و کبرا و ۷ گروهان هوانیروز را انتخاب کردیم تا خود را برای رژه زمینی و هوایی آماده کنند.

حفاظت بالگردها را نیز به نیروهای منتخب هوانیروز محول کردیم. چون خانه اجاره‌ای امام کوچک بود و در کوچه‌ای باریک قرار داشت، به نظرم رسید که منزل آیت‌الله اشراقی برای جایگاه حضور امام در رژه مناسب باشد. این خانه دو طبقه بود و در کمربندی قدیمی قم قرار داشت. بالکن طبقه دوم این خانه محل مناسبی برای حضور حضرت امام و همراهانشان بود.

پس از مشخص شدن برنامه و مکان رژه نزد سرتیپ فلاحی فرمانده وقت نیروی زمینی رفتم و عرض کردم در نظر داریم نیمه شعبان امسال با شرکت بالگردهای هوانیروز از کلیه پایگاه‌های هوانیروز (به‌غیر از پایگاه کرمانشاه که درگیر مسائل داخلی و قائله کردستان بود) رژه‌ای در حضور امام برگزار کنیم و از شما هم درخواست می‌کنیم که با نامگذاری این روز به عنوان روز هوانیروز موافقت کنید و در این رژه حضور داشته باشید.

امیر سرتیپ فلاحی از جنبه برقراری تأمین و حفاظت امام و یگان‌های رژه رونده نگران بودند و پرسیدند چه کسی جرئت چنین کاری را دارد و اگر اتفاقی برای حضرت امام بیفتد چه کسی جواب می‌دهد؟ الان همه چیز به هم ریخته است، خیلی از چهره‌های فرصت‌طلب و وابسته به سازمان‌های چپی، نقاب انقلابی به چهره‌ زده‌اند و تشخیص دوست و دشمن در چنین مراسمی که با حضور انبوه مردم برگزار می‌شود، کار ساده‌ای نیست».

 پاسخ دادم: تیمسار اگر موافق باشید، با اتکا به خدا بنده مسئولیت این کار را برعهده می‌گیرم.

-امیر فلاحی گفتند: «اگر شما می‌پذیرید من حرفی ندارم».

پس از موافقت شهید فلاحی گفتم حالا که شما هم موافقید و همراهی می‌کنید من هم سیر تصویب این طرح را دنبال می‌کنم.

ایشان هم گفتند: «من با سرهنگ عمادی هم در این مورد صحبت می‌کنم؛ اگرچه هوانیروز از جنبه نظم و ترتیب و عدم آسیب‌پذیری یگان نمونه‌ای است و به بهترین وجه مأموریت خوبی را در مبارزه با عناصر ضدانقلاب در کردستان انجام داده است، باز هم تأکید می‌کنم از هر جهت مراقب باشید و احتیاط را از دست ندهید. اشخاص و گروه‌های فرصت‌طلب همواره در صدد عیب جویی از ارتش هستند و به دنبال نقطه ضعفی می‌گردند.»

به خوبی می‌دانستم که تصویب و اجرایی شدن چنین طرحی فقط مصوبه حضرت امام را می‌خواهد و در صلاحیت هیچ دستگاه و مقام دیگری در کشور نیست. لذا به قم رفتم تا با آیت‌الله اشراقی در این باره صحبت کنم. وقتی ایشان از جزئیات برنامه رژه و هماهنگی‌ها آگاه شدند، با ابراز خوشحالی گفتند: «طرح خیلی جالب و مهمی است و امیدوارم امام بپذیرند.».

به خوبی می‌دانستم که تصویب و اجرایی شدن چنین طرحی فقط مصوبه حضرت امام را می‌خواهد از ایشان درخواست کردم تا برای ارائه طرح برگزاری همین رژه در نیمه شعبان که روز نوزدهم تیرماه بود و موضوعات دیگر؛ فرصتی از حضرت امام برای من بگیرند.

آیت‌الله اشراقی فرمودند: «هماهنگی می‌کنم تا شما فردا در دیدار با امام مواردی را که در نظر دارید مطرح کنید.»

تشکر کردم و گفتم مایل بودم موضوع طرح رژه از جانب شما مطرح می‌شد. ایشان بیان داشتند: «اگر ابهامی داشته باشند من از پاسخ آن بی اطلاع هستم ممکن است حضرت امام درباره جزئیات این رژه سؤالاتی داشته باشند که مربوط به مسائل نظامی باشد و من در این مورد تخصص ندارم و نمی توانیم پاسخگو باشم. بنابراین شما فردا ساعت ۸ صبح برای دیدار در دفتر حضرت امام باشید».

صبح روز بعد در ساعت مقرر به بیت حضرت امام رفتم و در اتاق ملاقات با امام حضور یافتم. مدتی گذشت تا امام وارد اتاق دیدارها شدند، من عرض ادب کردم و روبه‌روی ایشان نشستم و بعد از بیان موضوعاتی عرض کردم: حضرت امام! سال قبل شما جشن نیمه شعبان را به علت شهادت تعدادی از مردم در سراسر ایران ممنوع اعلام کردید. برای نیمه شعبان امسال برنامه‌ای طراحی کرده‌ایم که عید نیمه شعبان امسال عیدی عظیم و ماندگار باقی بماند.

ما می‌خواهیم اگر موافقت فرمایید نزدیک به ۱۱۰ فروند از انواع بالگردها را از اصفهان و تهران به قم بیاوریم. این ۱۱۰ فروند را در هنگام شب نیمه شعبان در اتوبان قم مستقر می¬کنیم و ۷ گروهان نمونه هم از افراد نظامی با درجه‌های مختلف از ۶ پایگاه و ستاد هوانیروز را می‌آوریم. حفاظت بالگردها و نظامیان و مراسم را با کمک نیروهای مسلح خودمان (هوانیروز) برقرار می‌کنیم. از حضرت‌عالی هم استدعا داریم که بپذیرید و به منزل آیت الله اشراقی تشریف بیاورید تا رژه پیش روی شما از مقابل تراس طبقه دوم منزل ایشان انجام شود. امیر سرتیپ ولی‌الله فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش و سرهنگ خلبان اسکندر عمادی فرمانده هوانیروز هم در کنار شما خواهند بود. آن‌گاه ۷ گروهان نمونه یک یگان مسلح و حدود ۱۱۰ فروند از انواع بالگردهای مختلف هوانیروز از مقابل شما و مردم رژه خواهند رفت.

حضرت امام با دقت به تمام عرایض و طرح ارائه شده بنده گوش دادند و وقتی حرف من تمام شد، بدون آن‌که سؤالی مطرح کنند، با کمی تفکر و تأمل موافقت خود را با انجام این طرح اعلام کردند و فرمودند: «انجام بدهید.»

در آن شرایط و زمان هنوز هیچ سازمانی برای حفاظت گسترده و برقراری امنیت چنین رژه زمینی و هوایی فعال نشده بود.

تعدادی از نیروهای انقلابی ارتش با حکم صادره شیخ محمد منتظری به فرماندهی شهید سید علی‌اکبر مصطفوی از درجه‌داران‌ گارد جاویدان سابق که مدتی بعد از پیروزی انقلاب به لشکر ۲۱ حمزه سیدالشهدا تغییر نام داد، حفاظت حضرت امام را بر عهده داشتند. در چنین شرایطی مسئولیت و حساسیت ما در برقراری تأمین و جلوگیری از عوامل دشمن را دوچندان می‌کرد. برهمین اساس مهم‌ترین وظیفه‌ای که به کمیته‌های فرماندهی مرکزی و پایگاه‌های هوانیروز محول شد، مراقبت و دقت و بررسی همه‌جانبه در گزینش نیروهای مختلف برای حضور در اولین رژه گروهان‌های نمونه زمینی و اسکادران‌های پنج نوع بالگرد از پایگاه‌های مختلف هواپیمایی نیروی زمینی ارتش سراسر کشور، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود.

البته در آن شرایط زمانی و مکانی کار سختی بود. ولی با توکل به خداوند سبحان و عنایات خاصه مولود نیمه شعبان قلب عالم امکان “آقا امام زمان (عج)” با اعتمادبه‌نفس اقدام می‌کردیم و نگران نبودیم.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و در همان ماه‌های ابتدایی که حضرت امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی هنوز به جماران نقل مکان نکرده و در قم حضور داشتند، یگان‌های مختلف نظامی از ارتش به صورت خودجوش به قم عزیمت می‌کردند و در مقابل بیت امام خمینی(ره) در قم، رژه برگزار می‌کردند و همبستگی و حمایت خود را انقلاب اعلام می‌داشتند. یکی از این رژه‌ها که آنچنان در تاریخ انقلاب اسلامی به آن پرداخته نشده است، رژه گسترده هوایی و پیاده هوانیروز ارتش است که در نخستین نیمه شعبان پس از پیروزی انقلاب اسلامی در نوزدهم تیرماه ۱۳۵۸ انجام شده است.

با در نظر گرفتن همه جوانب و شرایط، سرانجام ساعت ۹ صبح نیمه شعبان فرارسید. امام خمینی (ره) با همراهی سرتیپ فلاحی (فرمانده نیروی زمینی) و سرهنگ عمادی (فرمانده هوانیروز) بر روی بالکن طبقه دوم منزل ایت‌الله اشراقی آمدند.

 این محل در جاده کمربندی قدیم قم واقع بود. از جاده قدیم اصفهان که وارد جاده کمربندی قم می‌شدیم، بعد از طی حدود ۳۰۰ متر به منزل ایشان می‌رسیدیم.

خانه‌ای نسبتاً وسیع و دارای بالکنی حدود شش مترمربعی بود که پیش‌بینی کردیم که حضرت امام در هنگام رژه، در آنجا حضور داشته باشند تا واحدهای هوانیروز از جاده کمربندی که حدود ۱۲ متر عرض داشت و بالکن بر آن مشرف بود، از مقابل امام رژه بروند. بالگردهایی هم که قرار بود در رژه هوایی شرکت داشته باشند، از شب قبل در اتوبان تهران قم که هنوز افتتاح نشده بود، مستقر شدند. مسئولیت‌های هر یک از فرماندهان رژه دقیقاً مشخص و بنده نظارت بر امنیت و تأمین منطقه و ارتباط رژه و جایگاه امام را بر عهده داشتم.

بالگردهایی هم که قرار بود در رژه هوایی شرکت داشته باشند، از شب قبل در اتوبان تهران قم که هنوز افتتاح نشده بود، مستقر شدند.

سخنرانی خلبان کریم عابدی در محضر امام خمینی(ع) قبل از آغاز رژه تاریخی

قبل از سخنرانی حضرت امام، در موقعیتی ایجاد شده مجری (گزارشگر مراسم) از بنده دعوت کرد تا صحبتی داشته باشم، من در سخنانی مهم‌ترین نکته در آن شرایط را ضرورت وحدت کلمه بیان داشتم و گفتم:

«تمام برادران عزیز ما با تمام وجودشان معتقد هستند که ما باید دست‌به‌دست هم بدهیم تا با وحدت کلمه، جمهوری اسلامی برمملکت ما حکم‌فرما شود، قانون اساسی تثبیت شود و ما آن هنگام به نتایج و ثمره‌های انقلاب اسلامی عزیزمان نائل گردیم.»

قبل از آمدن امام به روی بالکن، نگران بودم که ایشان به هر دلیلی نیایند. چون امنیت به‌طور کامل برقرار نبود، کمتر کسی باور می‌کرد که توانسته باشیم موافقت امام را برای این رژه به دست آورده باشیم. به همان خاطر تا لحظه‌ ای که امام وارد بالکن نشدند، کسی باور نمی‌کرد که حضرت امام در مراسم حضور پیدا کنند. همه فکر می‌کردند رژه با حضور شهید فلاحی و سرهنگ عمادی برگزار خواهد شد. لحظه‌ای که حضرت امام وارد بالکن شدند، همه متعجب گشته و بنده سجده شکر به‌جای آوردم.

البته باوجود آن‌که در لابه‌لای جمعیت، نیروهای کمیته فرماندهی هوانیروز به‌طور مسلح حضور داشتند، اما در آن ایام که گروه‌های مختلف و مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران، مسلح و آزاد بودند، برای اطرافیان امام ازجمله فرزند ایشان حاج احمد آقا شرایط مراسم مخاطره‌آمیز بود، به‌طوری‌که من نگرانی را در چهره ایشان احساس می‌کردم. کمیته فرماندهی با مشورت تیمسار فلاحی و سرهنگ عمادی مسئولیت رژه را به عهده داشت و همه‌چیز منظم و طبق برنامه پیش می‌رفت و جای نگرانی نبود.

با ورود حضرت امام، من که در حیاط خانه بودم، از همان‌جا فرمان آغاز رژه را به لیدر (فرمانده پیشرو رژه هوایی و زمینی) ابلاغ کردم. لحظاتی بعد با دستور لیدر صدای غرش ده‌ها بالگرد در آسمان قم طنین‌انداز شد. صدای الله‌اکبر ناظران در فضای اطراف، با طنین صدای بالگردها درهم آمیخت و صحنه‌ای باعظمت و قدرتمند را آمیخته با معنویت و شور انقلابی ایجاد کرد. بالگردها یکی پس از دیگری از جلوی جایگاه حضرت امام رژه رفتند. هم‌زمان با پرواز ده‌ها فروند انواع بالگرد در آسمان، یگان‌های منتخب هوانیروز در میان استقبال و تشویق مردم، به‌صورت سازمان‌یافته گروهانی یکی پس از دیگری، با نواختن مارش‌های نظامی و انقلابی (دسته موزیک) از مقابل امام و مردم شریف و انقلابی قم و زوار حرم کریمه اهل‌بیت حضرت معصومه(س) رژه می‌رفتند.

پس از پایان رژه، لیدر (فرمانده اولین بالگرد جلودار رژه هوایی) با ارتباط رادیویی به من گفت رژه هوایی با موفقیت پایان یافت. آیا همه ما خلبانان می‌توانیم به دیدن امام بیاییم؟ من که چنین چیزی را پیش‌بینی نکرده بودم خواسته خلبانان را بلافاصله به عرض امام رساندم، ایشان فرمودند: «خوب است، بیایند، ولی قبل از آن یک دور دیگر هم رژه بروند.» این امر اعتماد کامل امام را به ارتش و نیروهای مسلح نشان می‌داد و به رخ بدخواهان داخلی و استکبار جهانی می‌کشید.

موافقت و دستور امام را به فرمانده رژه اطلاع دادم. همه متعجب دور دوم رژه را اجرا و پس از پایان دور دوم، خلبانان خود را به امام رساندند. در طبقه پایین سالن بزرگی بود که امام آن روز جمعی حدود ۲۰۰ نفر از خلبانان رژه رونده را در آنجا به حضور پذیرفته و مورد تفقد و محبت قرار دادند و فرمودند: «شما فرزندان من هستید، شما فرزندان ملتید و فکر نکنید من نمی‌دانم شماها چه کارها کرده‌اید. شما انقلابی هستید».

بخشی از سخنرانی امام خمینی(ره) در جمع افسران و درجه داران هوانیروز با عنوان تفاهم ارتش و ملت که فرمودند:

بسم الله الرحمن الرحیم‏

 من از شما جوان‌های نیرومند مؤمن تشکر می‌کنم که آمده اید و از نزدیک با من‏‎ ‎‏ملاقات، و حضور خودتان را در همۀ مشکلاتی که مملکت ما الآن دارد اعلام کردید.‏

‏‏می‌دانید که امروز مملکت آشفتگی زیاد دارد. اینها یک مملکت آشفته‌ای درست‏‎ ‎‏کردند، و به جا گذاشتند و رفتند. و الآن شما وارث یک مملکت خراب شده تقریباً‏‎ ‎‏هستید. و همۀ ما باید کوشش کنیم که حالا ـ که سد عظیم را شکستیم و پشت سد، اینقدر‏‎ ‎‏خرابی داریم می بینیم ـ کوشش کنیم در ساختن این مملکت. و کوشش به این است که هر‏‎ ‎‏گروهی در هر محلی که هستند در همان محل خوب عمل کنند. معنایش این نیست که‏‎ ‎‏شما که در یک محل خاصی خدمت می کنید کوششتان این باشد که در جای دیگری‏‎ ‎‏یک خدمتی بکنید. کوشش برای ساختن این است که هر جمعیتی آن کار خودش را‏‎ ‎‏خوب انجام بدهد، اینکه به او محول شده است، آن را خوب انجام بدهد. اگر همۀ‏‎ ‎‏قشرهای مملکت به این فکر باشند که الآن مملکت اسلامی است و باید همان طوری که‏‎ ‎‏دستور اسلام است عمل بکنند. کم کاری در کاری که باید کار بکنند نداشته باشند،‏‎ ‎‏انحراف نباشد در کار، با صداقت، با امانت، با توجه به خدا، عمل بکنند.‏

 شما ملاحظه کردید که در این انقلاب شما همه قلوبتان برگشت به طرف ملت. و‏‎ ‎‏خدای تبارک و تعالی این قلبها را برگرداند. و الاّ یک ارتشی که در طرف دیگری بود،‏ باید به حسب آن وضعی که ارتش دارد، باید برخلاف مسیر مقابل خودش باشد. لکن‏‎ ‎‏شما ملاحظه کردید که دلهایتان برگشت به این طرف؛ و اسباب این شد که گروه‌ها‏‏[‏‏ی‏‏]‏‎ ‎‏مختلف پیوستند به ملت و با ملت هم قدم شدند، هم صدا شدند؛ و این موجب پیروزی‏‎ ‎‏ملت شد.

ملتی که هیچ نداشت؛ و آن طرف همه چیز داشت. این ارادۀ خدا بود که ما را‏‎ ‎‏پیروز کرد. و ما باید طوری عمل کنیم که این عنایت الهی محفوظ بماند برای ما، امانت‏‎ ‎‏داشته باشیم، توجه به خدا داشته باشیم، برای ملت خدمتگزار باشیم، همه مان وضعمان‏‎ ‎‏تغییر بکند با وضعی که رژیمهای طاغوتی دارند. بنای ما بر این باشد که به مملکت‌مان‏‎ ‎‏خدمت بکنیم؛ به ملت خدمت بکنیم.‏

ارتش باید نگهبان یک ملت باشد و نگهبان کشور باشد؛ و سایر قوای انتظامی هم‏‎ ‎‏همین طور. باید طوری عمل بکنند که ملت را برادر خود بدانند، و ملت هم آنها را برادر‏‎ ‎‏خود. آنها پشتیبان ملت باشند، ملت پشتیبان آنها. اگر یک مملکتی دولت و ملتش، ارتش‏‎ ‎‏و ملت، قوای انتظامی و ملت از هم شدند، با هم شدند و هر دو احساس کردند که باید‏‎ ‎‏خدمت به هم بکنند، یک همچو مملکتی و کشوری شکست نخواهد خورد. ‏ ‏‏

عمدۀ شکست‌هایی که کشورها می خورند برای پوسیدگی است که از باطن خودشان‏‎ ‎‏پیدا می شود. ارتششان از آنها جدا می‌شود؛ ملت پشت به آنها می کند. همین پیروزی که‏‎ ‎‏شما مشاهده کردید در ایران، دیدید که ملت پشت کرده بود به دستگاه و فریاد می کرد‏‎ ‎‏«نمی خواهیم». ارتش هم از همین ملت بودند، ژاندارمری هم از همین ملت بودند، اینها‏‎ ‎‏برادر بودند، می‌دیدند که نمی‌شود مخالفت کرد؛ نمی‌شود تا آخر سرکوبی کرد ملت را،‏‎ ‎‏این است که پیوستند به ملت. خرابی‌ها مال این است که یک مملکتی قوای انتظامی‌اش را‏‎ ‎‏جدا کنند از ملت؛ ارتشش از ملت جدا باشد؛ به طوری که ملت وقتی که ارتش را ببیند از‏‎ ‎‏آن فرار کند؛ ارتش هم در ذهنش این باشد که باید سرکوبی کند ملت را! ژاندارمری‌اش‏ هم همین طور. شهربانی اش هم همین طور. اداراتش هم همین طور. وقتی بنا شد که یک‏‎ ‎‏کشوری اینطور حالش شد که ملت علی  حده شدند و دولت با همۀ بساطش هم علی  حده،‏‎ ‎‏این دولت پشتیبان ندارد. ملت باید پشتیبان دولتها باشد. دولتی که پشتیبان ندارد شکست‏‎ ‎‏خواهد خورد. همۀ دولت‌هایی که در خارج شکست می خورند ـ و مال خودمان هم‏‎ ‎‏دیدیم که رژیم سلطنت اصلاً به هم خورد ـ برای همین بود که تفاهم مابین ملت و رژیم‏‎ ‎‏نبود. اگر ملت با رژیم تفاهم داشتند، این مسائل پیش نمی آمد؛ اصلاً الآن شما مشغول‏‎ ‎‏کار خودتان بودید؛ ما هم مشغول کار خودمان، این مسائل روی همین زمینه پیش آمد‏‎ ‎‏که دولت‌ها در مقابل ملت می‌ایستادند و جبهه می‌گرفتند، ملت هم در مقابل دولت همین‏‎ ‎‏طور بود، وقتی اینطور شد، نمی‌تواند دوام داشته باشد. ممکن است سرنیزه تا یک مدتی‏‎ ‎‏باشد، اما دوام نمی‌تواند داشته باشد. اما اگر ملت و دولت هر دو با هم باشند، دوست‏‎ ‎‏باشند، اینها خودشان را خدمتگزار آنها بدانند، آنها خودشان را پشتیبان اینها بدانند ، هر‏‎ ‎‏دو به هم خدمت بخواهند بکنند، یک همچو ملت و دولتی هیچ وقت شکست نخواهد‏‎ ‎‏خورد. تا اینطور هستید که با ملت هستید، تا اینطور هستید که توجه به خدا داشته باشید،‏‎ ‎‏شکست برایتان نیست.‏

 ‏‏بپرهیزید از اینکه از ملت جدا بشوید؛ شما را بخواهند جدا بکنند. ملت هم باید‏‎ ‎‏بپرهیزد از اینکه از شما جدا باشد. وقتی این دو قدرت همراه هم شدند، هیچ قدرتی‏‎ ‎‏نمی تواند اینها را شکست بدهد.

همۀ قدرت‌های خارجی، همۀ قدرت‌ها تقریباً، یعنی این‌هایی‏‎ ‎‏که تماس داشتند ـ خوب بعضی تماسی نداشتند ـ چه ابرقدرت‌ها و چه قدرت‌هایی که با این‏‎ ‎‏ممالک ما تماس داشتند، همه کوشش کردند که محمدرضا بماند، همۀ کوشش شان این‏‎ ‎‏بود که بماند ـ اگر «همۀ» نگوییم، یک اکثریتی که یکی ـ دو تا از آن می‌شود گفت مستثنا‏‎ ‎‏بود، که آن هم کاری نداشت ـ در عین حال چون ملت یک مطلبی را نمی خواست، نشد.‏‎ ‎‏وقتی ملت نخواست، قوای انتظامی هم وفادار دیگر نمی توانند باشند به یک نفر.‏

نمی‌شود که قوای انتظامی، که از همین مردم است، پسرش توی این مردم است، برادرش‏‎ ‎‏توی این مردم است، عیالش در این مردم است، برای خاطر یک نفر از همه چیز خودش‏‎ ‎‏دست بردارد. برای چی؟ یک وقت این است که خدا و اسلام است، انسان می‌تواند از‏‎ ‎‏خودش بگذرد برای خاطر اسلام، برای خاطر خدا، برای خاطر عقیده. یکوقت این‏‎ ‎‏حرف‌ها نیست. یک رژیمی است که طاغوتی است. معنا ندارد که انسان برای خاطر یک‏‎ ‎‏نفر دیگر از خودش بگذرد. از این جهت، چون پشتیبان نداشت این، وقتی که ملت با‏‎ ‎‏دست خالی فشار آورد، شماها هم به او پیوستید، همۀ قوای انتظامی رو آوردند به این‏‎ ‎‏طرف، و او هم وقتی دید که از باطن پوسیده است مسئله، نتوانست کاری بکند، دیگران‏‎ ‎‏هم نتوانستند. کوشش کنید که قوای شما با ملت یکی باشد، با ملت تفاهم داشته باشید.‏ ان شاءالله خداوند همۀ شما را حفظ کند؛ و همۀ شما را از لشکر امام زمان ـ سلام الله ‏‎ ‎‏علیه ـ قرار بدهد.‏

پس از دیدار خلبانان و پرسنل هوانیروز با امام، مردم شعار می‌دادند: «درود بر ارتش انقلابی»

یک هفته بعد از رژه نیمه شعبان، آیت‌الله اشراقی جهت تقدیر و تشکر از خلبانان، کارکنان هوانیروز و به‌خصوص قدردانی از فرماندهان و طراح رژه هوایی، از سوی امام خمینی (ره) به اصفهان آمدند. ایشان در چهار پایگاه پشتیبانی عمومی، مسجدسلیمان، کرمان و مرکز آموزش حضور یافتند و با کارکنان دیدار کردند.

کارکنان هم در پایان، در رمپ پروازی شنوک، عکسی به یادگار با ایشان گرفتند. آیت‌الله اشراقی در رمپ پرواز یک‌بار دیگر تقدیر امام را از مبتکر و طراح این رژه هوایی به اطلاع کارکنان رساندند و گفتند:

«تأثیرات داخلی و جهانی این رژه در روز نیمه شعبان (که روز هوانیروز نام گرفت) بسیار مهم بود.»

بدون دیدگاه